وکیل مشروب گرگان

وکیل مشروب گرگان

وکیل مشروب گرگان

به نوشته دادسرایار :

 بهترین وکیل مشروب درگرگان میگوید

انواع مستی

مستی به چند دسته تقسیم می‌شود:

  • مستی تعمدی: مستی تعمدی مربوط به هنگامی است که بزهکار عمدا شرب مسکر کرده باشد تا بتواند جرم را با قوت قلب بیشتری مرتکب شود. ماده ۱۵۴ قانون مجازات اسلامی جدید در مورد مستی تعمدی است که بزهکار با قصد پیش‌بینی بر ارتکاب جرم یا علم به چگونگی تاثیر خمر مرتکب جرم مشروب شود.

بر اساس این ماده، مستی و بی‌ارادگی حاصل از مصرف اختیاری مسکرات، مواد مخدر و روانگردان و نظایر آنها، مانع مجازات نیست مگر اینکه ثابت شود مرتکب حین ارتکاب جرم به طور کلی مسلوب‌الاختیار بوده است. اما چنانچه ثابت شود مصرف این مواد به منظور ارتکاب جرم یا با علم به تحقق آن بوده است و جرم مشروب مورد نظر واقع شود، به مجازات هر دو جرم محکوم می‌شود.

  • مستی اتفاقی: اگر کسی اتفاقا مست شده باشد، به این معنی که از تاثیری که مسکر بر روان او دارد ناآگاه بوده و اراده از او کاملا سلب شده باشد، برای جرایمی که در حال مستی مرتکب شده باشد مسئول قلمداد نمی‌شود. اما اگر عادتا به شرب مسکر مبادرت کند یعنی به تجربه تاثیر مسکر را بر روان خود دریافته باشد و در حالی که اختیار از کف داده است اتفاقا مرتکب جرم مشروب شود، بعید به نظر می‌رسد که بتوان از او سلب مسئولیت کرد.
  • مستی مزمن: مصرف مفرط الکل در زمانی طولانی ممکن است دگرگونی‌های روانی و جسمانی عمیق در انسان ایجاد کند. مهمترین آشفتگی‌های روانی می‌بارگی یا همان «الکلیسم» حالت هذیان‌گویی است. کاهش روزافزون حافظه، ضعف تدریجی دقت، اختلال قوای عالی روانی مانند اختلال قضاوت و استدلال، تغییرات حالت روانی در مرحله پیشرفته وابستگی به الکل است.

بیشتر بخوانید:وکیل مواد مخدر تهران

وکیل مشروب گرگان

وکیل مشروب گرگان

به درخواست شما مردم عزیز گرگان نمونه آرای مشروب را تقدیم حضور میکنیم.

متهم (الف.م.) نیز اتهام معاونت در قتل را تکذیب و اظهار داشته : هیچگونه حرفی مبنی بر اینکه از جانب من کسی با مرحوم درگیر شود نزده‌ام کسی را تحریک نکردم به مرحوم حمله کند قصد دور زدن با ماشین را داشتیم دوست داشتم خودم تلافی کنم و کتک بزنم. متهم (ب.الف.) نیز معاونت در قتل را تکذیب کرده آقای (ع.ج.) با تقدیم لایحه ای به وکالت از (ب.الف.) و (الف.م.) به لحاظ عدم تحقق وحدت قصد میان معاون و مباشر تقاضای صدور حکم برائت نموده است.

متهم (الف.الف.) هم ضمن تکذیب اتهام معاونت در قتل اظهار داشته : (م.) گفت با ماشین بزن ولی من ماشین را به سمت دیگری هدایت کردم کنترل ماشین از دستم خارج شده ماشین توقف کرده من نگذاشتم (م.) دست زیر فرمان کند.

آقای (ر.ر.) به وکالت از وی با اشاره به اینکه وی راننده بوده و طبق دستور (الف.ر.) عمل کرده هیچ‌گونه ارتباطی میان فعل مباشر و موکل وجود نداشته و به دفاع از وی پرداخته است.

در پایان دادگاه  با اعلام خاتمه رسیدگی طی دادنامه شماره مرقوم به این شرح مبادرت به صدور رای نموده است : « در این پرونده آقایان  ۱ . (س.ر.) فرزند (م.) ۲۴ ساله و مجرد، دارای سابقه محکومیت با وکالت آقای (پ.) ۲ . (الف.ر.) فرزند (ع.) ۲۴ ساله با وکالت آقای (پ.) ۳ . (الف.م.) فرزند (ع.) ۲۰ ساله با وکالت آقای (ج.) ۴ . (ب.الف.) فرزند (ل.) ۲۰ ساله با وکالت آقای (ج.) ۵. (الف.الف.) فرزند (م.) ۲۲ ساله با وکالت آقای (ر.ر.) ردیف اول متهم است

به مباشرت در قتل عمدی مرحوم (س.ر.) فرزند (ع.) و شرب خمر، ردیف های دوم لغایت پنجم دادنامه مبنی بر معاونت در قتل عمدی و متهم ردیف دوم علاوه بر اتهام موصوف متهم است به شرب خمر (موضوع شکایت اولیای دم ۱ . آقای (ع.ر.) فرزند (ع.) ۲ . خانم (گ.ز.) فرزند (م.) پدر و مادر مقتول و همچنین کیفرخواست و قرار مجرمیت صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان گچساران )

هیئت دادگاه با ملاحظات محتویات پرونده، گزارشات تنظیمی به وسیله مامورین انتظامی، تحقیقات معمول از مجموع محتویات پرونده و نظریه کارشناس اسلحه و مهمات اجمالاً بدین وصف که مرحوم (س.ر.) به وسیله یک قبضه اسلحه شکاری سوزنی با مهمات مصرفی فشنگ ساچمه ای از ناحیه خلف زانوی پای راست و از تقریبی حدوداً   ( ۵ متری ) مورد اصابت و شلیک یک تیر فشنگ ساچمه ای قرار گرفته و زاویه شلیک و مسیر عبور ساچمه ها در داخل پای وی از عقب به جلو و از بالا به پایین با زاویه تقریبی ۲۵ درجه و موقعیت ضارب و مضروب نسبت به یکدیگر در حالت ایستاده بوده است

(ص۸۰ ) و محتویات نظریه پزشکی قانونی و شرح معاینه جسد که علت تامه فوت را نارسایی کلیه به دنبال پارگی عروق اصلی زانوی راست ناشی از اصابت گلوله (ساچمه) تعیین نموده (ص ۷۷) و از نظر اعضای کمیسیون پزشکی حفره خلف زانو  ( موضع اصابت ) از مناطق پر عروق حساس بدن می باشد.

(ص ۲۵۱ ) از سویی متهم آقای (س.ر.) از بدو امر ( به جز اظهارات اول که ناشی از تبانی با آقای (الف.م.) و توافق قبلی آنان است ) به انجام عمل فشنگ گذاری و حمل اسلحه در خودرو و پیاده شدن از خودرو و شلیک به سمت پای مرحوم اقرار و اعتراف دارد و این اقرار و اعتراف از بدو تحقیقات تا ختم آن در دادگاه کیفری استان کهکیلویه و بویراحمد تداوم دارد و لذا شکی در وقوع قتل و سلب حیات از انسان زنده و انتساب مادی آن به آقای (س.ر.) وجود ندارد

و سایر متهمان پرونده نیز بر این امر صحه گذاشته اند؛ اما متهم هم آقای س.ر. به چند کیفیت سعی دارد تا از انتساب معنوی قتل از حیث عمدی بودن، جلوگیری و از خود دفاع نماید،

اولاً : ایشان مدعی است که قصد قتل نداشته است و قصد وی صرفاً انجام فعل زدن به وسیله اسلحه بوده و قصد نتیجه و سلب حیات از مرحوم را نداشته است این دفاع قانونا قابل پذیرش نیست؛

چرا که برای تحقق قتل عمدی وفق ضوابط قانونی نیازی به توأم بودن قصد فعل و قصد نتیجه نبوده بلکه وفق بند های اخیر (ب و ج ) از ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی امکان این امر وجود دارد که با تحقق قصد فعل و بدون وجود قصد نتیجه قتل عمدی محقق گردد؛

ثانیاً : وی برای ایجاد اختلال در عنصر معنوی قتل عمد به دفاع شرب خمر استناد می نماید. صرف نظر از آنکه وی شرعاً مأخوذ به اقرار خویش می باشد کیفیت اقدامات و نحوه دفاعیات متهم موصوف در خصوص وضعیت وی و نحوه و علت شلیک جملگی مؤید آن است

که متهم مذکوربه هیچ وجه مسلوب الاراده نبوده و در هنگام حضور در صحنه و شلیک گلوله واجد قصد و آگاهی در ارتکاب فعل و نتیجه ( یعنی اصابت تیر به پای مرحوم ) بوده است و وی به کرات و در پاسخ به این سوال دادگاه مبنی بر اینکه چرا در هنگام تیراندازی به بالا تنه مرحوم شلیک نکردی بیان می‌کند که من هدف و قصد کشتن نداشتم بلکه فقط میخواستم به پای مرحوم بزنم و پایین را نشانه گرفته بودم که زخمی شود و بیفتد… ( ۲۸۸).

این دفاع و سایر اوضاع و احوال موجود در اظهارات متهم مؤید آن است که دفاع وی مبنی بر شرب خمر و اتهام وی در این زمینه با فرض صحت خللی در اثر روانی جرم قتل عمدی یا قتل از هر نوع دیگر وارد نخواهد نمود و محکوم به رد است؛

ثانیاً : وکیل متهم در دفاعیات خویش با توجه به اصابت و فوت از حیث زمانی ( ۵ روز) و با توجه به موضع اصابت ( پای مرحوم ) و توسل به قانون به کارگیری سلاح و مجوز مأمورین در شلیک تیر به کمر به پایین متهمان در حال مقاومت یا قرار، مدعی است پای مرحوم از مواضع حساس نبوده و لذا قتل از مصادیق قتل عمدی نمیباشد، لیکن از نظر دادگاه این دفاع وکیل در پرونده وارد نمی باشد؛

اولاً : فاصله شلیک به مرحوم فاصله ای بسیار نزدیک بوده و این امر شدت صدمه و جراحت را از حیث آثار و میزان و تعداد ساچمه اصابت شونده به مرحوم تقویت و افزایش میدهد ؛

ثانیاً : استناد ایشان به ضوابط مندرج در قانون به کارگیری سلاح توسط مامورین موجه نمی باشد قانون موصوف برای موارد خاص و لحاظ ضرورت در انجام ماموریت های امنیتی و انتظامی است و به هیچ وجه در مقام  تعیین موضع حساس و غیر حساس بدن می باشد و اگر استدلال وکیل محترم پذیرفته شود باید گفت که تمامی نقاط کمر به بالای افراد از نقاط حساس و مواضع کشنده میباشند که به هیچ وجه این امر صحت نداشته و منطقی نمی باشد.

شاید تجویز مقنن در شلیک به سمت پایین تر از کمر غالب بودن کشنده نبودن اینگونه مواضع است ولی این امر منافاتی با اینکه اعضا ( مانند پاها ) واجد مواضع حساسی نیز باشند نیست همانطور که متخصصین امر در نظریه پزشکی قانونی تایید نموده اند ( بر خلاف اظهارات وکیل متهم ) که موضوع ثابت در این پرونده به دلیل وجود عروق فراوان در محل از مواضع حساس بدن تلقی می گردد؛ بنابراین دفاع وکیل متهم در این باب نیز از نظر دادگاه مخدوش است.

لذا با توجه به وسیله مورد استفاده فاصله تیراندازی   و محل اصابت از نظر هیئت دادگاه فعل ارتکابی از سوی متهم س.ر. نوعاً کشنده تشخیص داده میشود ضمناً دفاع وکیل اولیای دم مبنی بر وجود قصد نتیجه با توجه به نوع آلت مورد استفاده و به عبارتی مستتر بودن این قصد از نظر دادگاه خلاف نوازه قانونی است و قانون گذار ذی حق نیست تا چیزی را که واقعاً وجود ندارد و دلیلی هم بر وجود آن نمی باشد فرض وجود نماید و بند «ب» ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی مؤید همین امر است.

و لذا از نظر دادگاه بر انتساب معنوی ارتکاب قتل عمدی به آقای س.ر. با توجه به وجود قصد فعل و کشنده بودن نوعی فعل انجام شده صرف نظر از فقدان قصد نتیجه خللی وارد نیست

و قتل از حیث عنصر روانی و عمدی بودن منتسب به آقای (س.ر.)است و با تحقق عناصر لازمه قتل عمدی از حیث ارتکاب فعل و قصد فعل  سلب حیات از مرحوم و رابطه سببیت بین فعل ارتکابی و نتیجه حاصله و انطباق آن از حیث عنصر روانی با بند ب ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی به لحاظ کشنده بودن نوعی فعل مقصود و همچنین با لحاظ اقاریر متهم به شرب خمر عندالمحکمه اتهامات آقای (س.ر.) را مبنی بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم (س.ر.) و

شرب خمر محرز و مسلم دانسته و مستنداً به مواد ۱۶۵ و ۱۶۸ و ۱۷۴ بند «ب» ماده ۲۰۶ و بند ۱ ماده ۲۳۱ و ماده ۲۳۲ قانون مجازات اسلامی حکم به محکومیت متهم به یک بار قصاص نفس ( سلب حیات از طریق آویختن به دار ) و تحمل ۸۰ ضربه تازیانه در حالت ایستاده و در وضعیتی که پوشاکی به جز ساتر عورت نداشته باشد و با پرهیز از اصابت به سر و صورت و عورت وی و با رعایت موازین شرعی اذن ولی امر در باب قصاص، صادر و اعلام می نماید.

از سوی هیئت دادگاه از مجموع تحقیقات انجام شده و اظهارات متهمان و خصوصا اظهارات (الف.م.) در مراحل مختلف و تناقضات میان اظهارات آنها و مفاد تحقیقات انجام شده علم بر این دارد که متهمان پرونده جملگی و پس از آنکه به قصد درگیری با آقای (ق.) همفکر و هم شور می شوند به دلیلی این درگیری واقع نمی‌شوند و حسب الاقرار آقای (الف.م.) صرف نظر از انکار وی در دادگاه کیفری استان محرز است که پس از رجع از منزل (ق.)

در محل فلکه زندان گچساران متهمان با یکدیگر تبانی و مشورت نموده و یک رای تصمیم می گیرند تا با توجه به سابقه درگیری میان آقای (م.) و مرحوم (س.ر.) وی را  گوشمالی و کتک کاری نمایند و دفاعیات متهمان به معاونت به غیر از (الف.م.) مبنی بر اینکه هماهنگی نبوده و از قصد (م.) مطلع نبوده‌اند بلاوجه و خلاف محتویان و قرائن موجود در پرونده است.

 

1 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست
+989225192408
تماس با ما
+989225192408