وکیل در کرج

خداوردی حنیور

قاضی سابق دادگاه های/تصادفات/کیفری/حقوقی/انقلاب/خانواده/۵سال سابقه وکالت

 قاضی سابق شیراز/بندرعباس/مرودشت(فارس)/جهرم(فارس)

وکیل پایه یک  دادگستری و مشاور حقوقی
(۰۹۲۲-۵۱۹-۲۴-۰۸)
(۰۹۱۷-۴۳۹-۳۷-۵۴)
وکیل در کرج

وکیل در کرج

بهترین وکیل در کرج

انحلال و انقضاء وکالت

وکالت عقدی است جایز و هر لحظه که موکل یا وکیل بخواهند ، می توانند آن را بر هم بزنند  تعیین مدت در عقد وکالت هم باعث لزوم آن در مدت تعیین شده نمی گردد و عمل وکیل پس از انقضای مدت وکالت خارج از حدود آن فضولی است ؛ بنابراین برابر ماده ۶۷۸ قانون مدنی :« عقد وکالت به طرق زیر مرتفع می شود :

۱٫به عزل موکل ؛

۲٫به استعفای وکیل؛

  1. به موت جنون وکیل یا موکل » و علاوه بر تصریح شده شده در قانون دو مورد انقضای دیگر هم میتوان از مواد ۶۸۲ و۶۸۳ قانون مدنی استنباط کرد مطابق ماده ۶۸۲ محجوریت موکل یا وکیل  باعث بطلان وکالت  می شود و همچنین است هرگاه متعلق به وکالت  از بیین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور عملی که منافعی با وکالت وکیل  باشد ، به جا آورد ، مثل این که مالی را برای فروش آن وکالت  داده بود ، خود بفروشد ، وکالت  منفسخ می شود .

 موارد انحلال وکالت با عزل

 پایان وکالت با عزل وکیل

ماده ۶۷۹ قانون مدنی مقرر داشته :« موکل می تواند هروقت بخواهد ، وکیل را عزل کند وکالت عقدی است جایز و عقد جایز را می توان هر زمان به هم زد . عزل وکیل باید فوراً به او ابلاغ شود .» طبق ماده ۶۸۰ ق.م.: « تمام اموری که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او در حدود وکالت خود بنماید ، نسبت به موکل نافذ است .»

پایان وکالت با استفای وکیل : همان گونه که موکل حق دارد هر زمان بخواهد وکیل  را عزل نماید ، وکیل  نیز حق دارد هروقت بخواهد استعفا دهد و به وکالت  پایان دهد . وکیل  جهت استعفا دهد و به وکالت پایان دهد . وکیل جهت استعفا لازم نیست دلیلی ابراز نماید . وفق ماده ۶۸۱ قانون مدنی :«  بعد از این که وکیل استعفا داد ، مادامی که معلوم است موکل به اذن خود باقی است ، میتواند به آنچه وکالت داشته اقدام کند »  استعفای وکیل  باید به موکل اعلام شود و تا زمانی که موکل از استعفا اطلاع پیدا نکرده و همچنان وی را وکیل خود بداند ، هر اقدامی جهت وکالت ، از جانب وکیل انجام گرفته ، نافذ است .

وکیل در کرج

وکیل در کرج

پایان یافتن وکالت با فوت  وکیل یا موکل :  هر عقد جایزی با فوت یکی از طرفین منحل می شود و اختصاص به وکالت ندارد .

با فوت موکل اختیار از وکیل سلب می شود . اگر وکالت  در امری مادی باشد و با فوت موکل دارایی او به ورثه او می رسد و تصرفات وکیل  در آن ،تصرف در مال غیر است و فضولی شناخته می شود هرچند وکیل  از فوت موکل اطلاع نداشته باشد البته با فوت وکیل  هم وکالت  پایان می پذیرد چون نیابت در تصرف قابل انتقال به ورثه نیست .

پابان وکالت با جنون وکیل یا موکل :  با جنون وکیل  یا موکل عقد وکالت  مرتفع می شود . جنون به هرشکلی که باشد ، دائمی یا ادواری به محض ظاهر شدن به عقد وکالت  پایان می دهد .

محجوریت وکیل یا موکل : مطابق ماده ۶۸۲ : « محجوریت موکل موجب بطلان وکالت می شود مگر در اموری که حجر مانع از توکیل در آن ها نمی باشد و همچنین است محجوریت وکیل مگر در اموری که حجر مانع از اقدام در آن نباشد »  مواردی هست که سفیه می تواند وکالت  بدهد و قبول وکالت  بنماید و باعث بطلان عقد نمیشود ، سفیه میتواند تملک بلاعوض نماید مانند قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت و مباحات و در همین موارد هم میتواند وکالت  به غیر بدهد . چنانچه در اثناء وکالت ، موکل سفیه شود ، در صحت وکالت تأثیری ندارد ؛ زیرا رشد در این موارد معتبر نمی باشد  ولی در امور مالی سفیه نمیتواند در اموال خود تصرف نماید ، اگر نمود ، وکالت  منفسخ می شود .

پایان وکالت با از بین رفتن موضوع آن:  طبق  ماده ۶۸۳ ق.م. «  هرگاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد … وکالت منفسخ می شود »

واگذار کردن وکالت از جانب وکیل بدون قید حق توکیل : چنان چه وکیل وکالت  در توکیل نداشته باشد ، با این حال مورد وکالت  را به شخص ثالثی واگذار کند در این صورت طبق ماده ۶۷۳ هر یک از وکیل و شخص ثالث در مقابل موکل نسبت به خسارتی که مسبب محسوب می شود ، مسئول خواهد بود. در این رابطه اگر خسارتی از جانب شخص ثالث به مورد وکالت  وارد شود ، موکل میتواند به وکیل  خود رجوع کند و خسارتی را از او دریافت دارد البته وکیل  هم می تواند به شخص ثالث رجوع کرده و خسارت پرداختی از او را بگیرد . چنان چه موکل ( مالک) به شخص ثالث رجوع و خسارت را از او بگیرد ، دیگر نمی تواند به وکیل  رجوع کند اداره حقوقی در نظریه مشورتی شماره ۱۱/۹/۱۳۷۷ ، ۵۷۲۷/۷ اعلام می دارد : «  وجود حق توکیل در وکالت نامه و انتقال کلیه اختیارات مندرج در وکالت نامه را به شخص ثالث هر چند جمله ولو  کراراً  ذکر نشده باشد ، سلب اختیار حق توکیل را از شخص نمی کند .»

وکیل در کرج

وکیل در کرج

قید حق توکیل در وکالت : در این صورت وکیل  میتواند خود وکالت  را انجام دهد یا می تواند  وکیل  تعیین کند ، مثلاً کسی که انجام امری را به وکیل  دادگستری وکالت  می دهد  و تصریح میکند که چنان چه وی عذری داشت وکیل  دیگری بتواند وکالت  را انجام دهد ؛ یعنی حق در توکیل را صریحاً به او می دهد .

ب ) وکالت در دادگستری : وکالت  در دادگاه ها شامل تمام اختیارات راجع به امر دادرسی است جز آنچه را که موکل استثناء  کرده است  یا توکیل در آن خلاف شرع باشد از جمله سوگند ، شهادت ، اقرار ، لعان و ایلاء که قابل توکیل نمی باشد .

تعداد وکیل و حدود اختیاراتشان

۱  .  انتخاب دو یا چند وکیل به طور اجتماع :  در فرضی که برای انجام یک امر چند وکیل  انتخاب شده اند . و خواسته شده   که با یک دیگر تشریع مساعی نمایند ، تصمیم مشترک آن ها در مرحله لازم است و هیچ یک به تنهایی هیچ اقدامی نمی توانند انجام دهد . این فرض اگر یکی از وکلا فوت نماید یا محجور شود ، موضوع وکالت  منتفی است .

۲٫ انتخاب دو یا چند وکیل به طور مستقل :  در این فرض هرکدام مستقلاً میتوانند موضوع وکالت  را انجام بدهند . وقتی انجام داد عملی برای دیگری باقی نمی ماند و وکالت باری او منتفی است . اگر دونفر جداگانه مورد وکالت  را انجام بدهند آن که اول اقدام نموده عملش صحیح و دومی باطل است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست
+989225192408
تماس با ما
+989225192408