وکیل در شیراز

قاضی سابق دادگاه های/تصادفات/کیفری/حقوقی/انقلاب/خانواده/۵سال سابقه وکالت

 حنیور قاضی سابق شیراز/بندرعباس/مرودشت/جهرم

وکیل پایه یک و مشاور حقوقی

(۰۹۲۲-۵۱۹-۲۴-۰۸)

(۰۹۱۷-۴۳۹-۳۷-۵۴)

وکیل در شیراز

وکیل در شیراز

آقای خداوردی حنیور 
وی بورسیه دانشگاه علوم قضایی تهران بوده است.
قاضی سابق دادگاه های بندرعباس مرودشت جهرم و شیراز بوده است.
وی در شهر شیراز سابقه قضاوت در دادگاه های
حقوقی کیفری انقلاب خانواده و تصادفات
و
 ۵ سال سابقه وکالت در محاکم دادگستری را دارد

 

در دوران صفویه به نایب السلطنه وکیل یا وکیل الرعایا میگفتند و این به این معنی بود که برای امور مهم کسی را که بسیار از او مطمین بودند وکیل میکردند تا به امورات به جای انان بپردازد

مطابق با اصل ۳۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در همه دادگاه‌ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.

در ایران و در تمامی کشور های جهان وکالت نیز به دریافت پروانه وکالت از کانون وکلا است که این امر نیازمند تحصیلات و پذیرش در ازمون کانون وکلا است

دادسرایار با تیمی از قضات بازنشسته که وکالت میکنند در خدمت شماست.

وکیل دادگستری کیست؟

وکیل کسی است که پس از گذراندن دانشگاه در مقطع لیسانس و یا بالاتر در رشته حقوق یا فقه و مبانی حقوق اسلامی یا هم‌تراز آن در حوزه علمیه و با پذیرش در یک ازمون سخت که هر ساله توسط سازمان سنجش برگزار میشود به درجه وکالت نایل میشوند

اما پس از قبولی در ازمون با گذراندن ۱۸ ماه دوره کاراموزی و پذیرش در اختبار کانون به عنوان وکیل پایه یک دادگستری شناخته میشوند

انواع وکالت

وکیل در شیراز

۱- وکیل انتخابی

حالتی است که شخص خود بین وکلای کانون وکلا وکیل خود را انتخاب نموده و تقاضای وکالت در محاکم دادگستری میکند

۲- وکیل تسخیری

در حالتی  که دعوایی کیفری با وجود ضروری بودن وکیل ، در محکمه دادگاه، متهم از اخذ وکیل امتناع میکندو یا توان مالی برای وکیل را ندارد ،در این حالت به تشخیص دادگاه از بین وکلای دادگستری یک وکیل انتخاب و بدون هیچ هزینه ای وارد پرونده میشود.

۳- وکیل معاضدتی

در پرونده های حقوقی با تشخیص عسر و ناتوانی مالی در دادگاه یا کمسیون وکلا میتوان وکیل معاضدتی گرفت که به صورت رایگان است اما تفاوت وکیل معاضدتی و وکیل تسخیری در نوع پرونده است.

۴- وکیل اتفاقی

این نوع از وکالت برای فارغ تحصیلان رشته حقوق است که با اثبات بارعلمی میتوانند برای بستگان خود وکالت کنند که این امر نیازمند پرداخت هزینه به کانون وکلا و دریافت مدرک وکالت اتفاقی است

چرا به وکیل نیاز داریم ؟

پرونده های حقوقی اغلب ماهیت پیچیده ای دارند و همه چیز آن گونه که در ظاهر ساده به نظر می رسدنیست . یک پرونده حقوقی نیز ممکن است به دلیل انتخاب روش غلط برای رسیدن به نتیجه از سوی طرفین پرونده یا هر دلیل دیگری چند سال سپری شود و تازه افراد به فکر انتخاب وکیل می افتند . اما برخی از افراد با بروز کوچک ترین مشکل حقوقی نیز به سراغ متخصص قانون یعنی وکیل می روند و از مزایای آن اعم از جلوگیری از اطاله دادرسی_پپیگیری وکیل بجای موکل در مراجع قضایی و استفاده از راه حل های قانونی مناسب بهره مند می شوند .

مزایای استفاده از وکیل در دعاوی کیفری:

در پرونده های کیفری وکیل نمیتواند بدون حضور موکل از او دفاع کند چراکه خود او جرمی انجام داده و باید حضور داشته باشد حضور وکیل باعث میشود تا متهم و شاکی یکدیگر رو ملاقات نکنند و وکیل میتواند بهترین یاور باشد و با استفاده از قوانین حقوقی میتواند شما را از میز محاکمه تبریه کند همچنین بارها مشاهده شده است که عدم حضور وکیل باعث شکست خوردن پرونده ها شده است چراکه متهم و شاکی هیچکدام علم و تجربه وکلا را ندارند.

مزایای استفاده از وکیل در دعاوی خانوادگی :

بی تجربگی و عدم اطلاع از رویه در دادگاه ها بعضا باعث شکست متهم و شاکی میشود اما یک وکیل میتواند با علم و تجربه خود باعث تسریع امر شود و بدون گذراندن وقت به بیهودگی پرونده را به نفع شما برگرداند

لازم است بگوییم مطابق با تجربه ما قضات در پرونده هایی که وکیل دادگستری حصور دارد دقت بیشتری اعمال میکنند و بهتر پرونده را بررسی میکنند

بنابراین بهتر است برای جلوگیری از اتلاف وقت و صرف هزینه های بسیار سنگین با یک وکیل مشورت کنید.

وکیل در شیراز

وکیل در شیراز

سوالات شما عزیزان از آقای حنیور وکیل در شیراز

 آیا مالک خودرو در تصادفات رانندگی مسئولیت دارد؟

پاسخ: مسئولیت مالک به چه معناست؟ به عبارتی اصل بر مسئولیت مالک است یا راننده در قانون مجازات اسلامی و قانون بیمه اجباری شخص ثالث سخنی از مسئولیت مالک به میان نیامده است

قانون مجازات اسلامی بر مسئولیت راننده تکیه می کند و قانون بیمه اجباری شخص ثالث از اصطلاح «دارنده» استفاده کرده است . دارنده به استناد تبصره ۱ ماده ۱ همین قانون عبارت است از مالک یا متصرف خودرو و هر کدام بیمه نامه خودرو را به نام خود تحصیل کند تکلیف بیمه کردن از دیگری ساقط است . بنابراین ممکن است دارنده و راننده یک نفر باشند و نیز امکان دارد متفاوت باشند. بسته به این که به کدام قانون بر اساس اثبات مسئولیت استناد کنیم، می توان حسب مورد راننده یا مالک را تحت پیگرد قرار داد . البته اقامه دعوای کیفری ناشی از جرایم رانندگی بحث دیگری دارد . بنابراین نمی توان گفت اصل بر مسئولیت کدام یک است . مهم این است که خواهان دریافت خسارت، علیه کدام یک اقامه دعوا کند.

هنگامی که مالک اتومبیل با علم و اطلاع به این که فردی دارای گواهینامه رانندگی نیست و اتومبیل خود را در اختیار وی قرار می دهد چنانچه حادثه ای بر اثر رانندگی چنین فردی رخ دهد، آیا مالک اتومبیل هم قابل تعقیب است؟  در صورت امکان به چه اتهامی؟

در قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ مواد ۷۱۴ تا ۷۲۵ به جرایم رانندگی اختصاص یافته که در این مواد، همه جا به راننده و متصدی اشاره شده نه به مالک خودرو صورت نگرفته است . اما حسب مورد در صورت اثبات تسهیل وقوع جرم توسط مالک یا نقش آفرینی او در تحریک راننده به ارتکاب جرم، به استناد ماده ۷۲۶ قانون تعزیرات، امکان تعقیب مالک خودرو به اتهام معاونت در جرم و محکومیت او به حداقل مجازات مباشر جرم وجود دارد. حال اگر فردی بدون اجازه مالک از اتومبیلش استفاده کند و خسارت جانی یا مالی رخ دهد، مسئولیت جبران خسارت با کیست؟

مسئولیت نهایی با راننده است اما در صورت بیمه بودن خودرو به نام مالک، امکان مطالبه خسارت و دیه از محل بیمه وجود دارد و البته مالک می تواند پس از پرداخت خسارت، به عامل زیان که همان راننده است مراجعه کند اما بدیهی است چنین مالکی تحت هیچ عنوانی مورد تعقیب کیفری قرار نمی گیرد. پس تا اینجا فهمیدیم که به استناد مقررات مسئولیت مدنی و قانونی مجازات اسلامی و قانون مدنی نیز به مسئولیت راننده منجر می شود نه مالک.

طبق ماده ۵۲۶ قانون جدید مجازات اسلامی هر گاه دو یا چند عامل، برخی به مباشرت و بعضی به تسبیب در وقوع جنایی تاثیر داشته باشند، عاملی که جنایت مستند به اوست ضامن است و چنانچه جنایت مستند به تمام عوامل باشد به طور مساوی ضامن می باشند، مگر تأثیر رفتار مرتکبان متفاوت باشد که در این صورت هر یک به میزان تأثیر رفتارشان مسئول هستند. در صورتی که مباشر در جنایت بی اختیار، جاهل، صغیر غیر ممیز یا مجنون و مانند آنها باشد فقط سبب، ضامن است. پس با خواهان است که از کدام مسیر و از طریق چه کسی مطالبه خسارت کند. وی می تواند به استناد به قانون بیمه اجباری شخص ثالث به بیمه گر رجوع کند و می تواند با برگزیدن راه طولانی مطالبه خسارت مدنی راننده را محکوم کند .

در نهایت، با مراجعه مالکی که بیمه نامه به نام اوست به شخص راننده، بار نهایی مسئولیت بر عهده راننده خاطی قرار می گیرد. اگر مالک اتومبیل با خودرو به عابری که از چراغ سبز در حال عبور است، برخورد کند و عابر مجروح شود آیا مالک مسئول است یا چون خود عابر، مقصر بوده مسئولیتی ندارد؟

اگر زیان دیده بخواهد از طریق بیمه شخص ثالث خودرو مطالبه خسارت کند، دیگر تقصير او تأثیری در استحقاق دریافت خسارت ندارد . بیمه مسئولیت ناشی از تصادفات رانندگی صرف نظر از تقصیر یا عدم تقصیر زیان دیده خسارات جانی یا مالی وارد بر او را جبران می کند . بنابراین بهتر است عابر از این طریق جبران خسارت کند . اما اگر بخواهد از مجرای مقررات مدنی و مسئولیت مدنی اقدام کند، ممکن است تقصير او برایش دردسر ساز شود و مانع استحقاق دریافت خسارت باشد . به استناد ماده ۵۲۶ قانون جدید مجازات اسلامی هر گاه دو یا چند عامل، برخی به مباشرت و بعضی به تسبیب در وقوع جنایتی، تاثیر داشته باشند، عاملی که جنایت مستند به اوست ضامن است و چنانچه جنایت مستند به تمام عوامل باشد به طور مساوی ضامن می باشند مگر اینکه تأثیر رفتار مرتکبان متفاوت باشد که در این صورت هر یک به میزان رفتارشان مسئول هستند.

همانطور که گفتیم در صورتی که مباشر در جنایت بی اختیار ، جاهل، صغیر غیر ممیز یا مجنون و مانند آنها باشد فقط سبب، ضامن است. همان طور که می بینیم طبق قانون جدید دست قاضی برای افکندن بار مسئولیت بر دوش عابر یا متصرف خودرو حسب مورد باز است . پس انتخاب این راه برای جبران خسارت، اطمینان بخش نیست.

حال اگر خودرو بیمه نباشد تکلیف چیست؟

روشن است که اگر تنها راه پیش روی عابر استناد به قواعد عمومی مسئولیت مدنی باشد، راه دشواری تا جبران خسارت در پیش دارد . به همین جهت ماده ۱۰ قانون بیمه اجباری اشخاص ثالث صندوقی را به نام صندوق تأمین خسارتهای بدنی پیش بینی کرده که عابر می تواند با مراجعه به آن خسارات بدنی وارد بر خود را مطالبه کند.

البته متأسفانه تشریفات دریافت خسارت از این صندوق، در عمل فایده و فلسفه وجودی آن را تحت الشعاع قرار داده است. در مواردی که خسارات ناشی از قوه قاهره است، مانند موردی که بر اثر سیل یا طوفان، چند اتومبیل به هم یا به عابری برخورد می کنند تکلیف چیست؟

در این موارد به استناد ماده ۵۳۰ قانون جدید مجازات اسلامی ضمان منتفی است زیرا آسیب های وارده را نمی توان به هیچ کسی منتسب کرد . اما با این حال، چون قوه قاهره از موارد استثنای از قانون بیمه اجباری شخص ثالث مصوب ۱۳۸۷ محسوب نمی شود، زیان دیده از آسیب های ناشی از وسایل نقلیه موتوری می تواند از محل بیمه آن خودرو جبران خسارت کند گر چه علت حادثه قوه قاهره باشد . این یکی از ابتکارات قانون سال ۱۳۸۷ نسبت به قانون قبلی بیمه اجباری و در خور ستایش است .

حال این سوال پیش می آید زمانی که دو خودرو با هم برخورد می کنند و هر دو به نحوی مقصرند، مسئولیت با کدام است؟

ماده ۵۲۸ قانون مجازات اسلامی در این مورد، متصرف هر خودرو را ضامن نیمی از خسارات وارده به خودروی مقابل دانسته است . دلیل این حکم هم آن است که به واسطه تقصیر متصرفان هر دو خودرو، هیچ کدام مستحق دریافت همه خسارت نیستند و در واقع نیمی از خسارت را باید به خاطر تقصیرشان متحمل شوند . البته بهتر بود قانون گذار مانند مورد ماده ۵۲۶ اینجا هم موضوع را قابل کارشناسی اعلام می کرد و اجازه می داد دادگاه خسارت وارد بر هر خودرو را با توجه به درجه تأثیر خودرو در وقوع حادثه تعیین کند نه به تساوی.

وکیل در شیراز

وکیل در شیراز

درباره ارث و میراث چه می دانید؟

پاسخ: این امر زمانی به مشکل حاد تبدیل می شود که متوفی مردی ثروتمند و دارای املاک و دارایی های فراوان باشد؛ زیرا متوفی مفلوکی که هیچ مالی برای وراث خود باقی نگذاشته، به حال آنان هیچ فرقی ندارد که یک زنه باشد یا چهارزنه!

نکات مهم حقوقی در خصوص ارث و نفقه:

این سناریو زمانی جذاب می شود که صاحبان عزا با دیدن چنین اتفاقی دیگر چگونگی کیفیت مراسم عزاداری و کفن و دفن از حضورشان رخت بربسته و تمام ذهن و فکرشان در پی تأمین دلیلی است که یا رابطه زن دوم را با متوفی انکار کرده یا چیزی مثل عقد موقت بودن آن که کمی در مقدار ارث بری و سهم الارث آنان توفيق دارد را ثابت کنند. شاید در این وسط، کسی که بیشترین ضرر شامل حال او می شود همسر متوفی است .

او که به نوعی از تمامی وراث كمتر نصیب حالش می شود حال با وجود زن دیگر، سهمش باید به کلی نصف شود . زنان با ازدواج و تشکیل خانواده در کنار حقوقی مثل مهریه نفقه و … که شامل حال آنان می شود، مانند دیگر افراد خانواده در صورت فوت همسر خود یا به نوعی دیگر افراد خانواده مثل فرزند دارای حق ارث بری هستند. ارث از حقوق مالی و اقتصادی است که زن در مواقعی از مرد کمتر یا حتی نصف بهره مند می شود و شاید این امر دلیلی جز این که مدیریت و خرج و مخارج زندگی بر عهده مرد بوده و جایی برای پس انداز شخصی باقی نمی ماند، نداشته باشد . البته همیشه این گونه نیست .

در جایی نیز ممکن است زن به طور مساوی با مرد ارث برده یا حتی در مقاطعی از مرد صاحب ارث بیشتری شود.

در این نوشتار به بحث ارث پرداخته و این که آگاهی کافی نسبت به قوانین و مقررات، چه بسا که نصیب بیشتری را شامل حال زنان کرده که همان حق واقعی آنان است. سهم ارث زن پس از فوت شوهر: ماده ۸۶۱ قانون مدنی موجبات ارث بردن از متوفی را در امر بیان کرده است که نسب و سبب است.

زن پس از آن که به عقد دائم مرد درآمد سببیت آن که همان زوجیت است حاصل می شود البته ماده ۸۶۴ بیان می دارد که (از جمله اشخاصی که به موجب سبب ارث می برند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگری زنده باشد). | شرط عمومی بعدی برای ارث بردن زن که برای دیگر وراث باید رعایت شود ماده ۶۴۱ قانون مدنی است که اعلام می دارد: (زن نباید ممنوع از ارث باشد) . ماده ۸۸۰ قانون مدنی قتل را از موانع ارث دانسته است . یعنی اگر زن، شوهر را که مورث آن می باشد عمدا بکشد از ارث او محروم می شود .

قسمت دوم، شرط زنده بودن زن را هنگام فوت همسر بیان می دارد که اگر چنین نباشد هیچ ارثی از بابت سهم زن به فرزندان و بستگان وی از مال شوهر تعلق نمی گیرد. دیگر محرومیت آن است که در ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی آمده، که کافر شدن زن (همسر مسلمان پیش از مرگ شوهر مسلمان خود است. ماده ۶۱۳ قانون مدنی در مقدار سهم الارث زن از اموال همسرش بیان می دارد: «هر یک از زوجین که زنده باشند فرض خود را می برند و این فرض عبارت است نصف ترکه برای زوج و ربع آن برای زوجه در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد نداشته باشد و از ربع ترکه برای زوج و ثمن آن برای زوجه، در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد داشته باشد، مابقی ترکه بر طبق مقررات بین سایر وراث تقسیم می شود.

پس می توان گفت که اگر شوهر در زمان فوت،هیچ فرزندی چه از این زن و چه در صورت ازدواج قبلی از زن قبلی نداشته باشد و همین طور نوه (اولاد اولاد) نیز نداشته باشد، زن از اموال مرد یک چهارم ارث می برد ولی اگر این شرط محقق نشود و مرد در هنگام مرگ فرزندی داشته باشد زن یک هشتم ارث می برد. زن چه اموالی را به ارث می برد؟ دانستیم که زن به عنوان همسر متوفی مستحق یک چهارم یا یک هشتم از اموال مرد است. حال این که چه مالی را می تواند به ارث ببرد بسیار مهم است چراکه در مقدار سهم زن مؤثر است در گذشته یعنی قبل از بهمن ۱۳۸۷ ماده ۶۴۶ قانون مدنی چنین بیان می داشت که: زوجه فقط از اموال منقوله (از هر قبیل که باشد) و دوم از انبيه و اشجار ارث می برد، یعنی در این ماده هیچ حقی از اموال غیرمنقول که همان زمین (به طور معمول است برای زن فرض نشده بود. به قول معروف فقط از هوایی (اعیان) یک چهارم یا یک هشتم ارث می برد. اما این رأی پس از ۷۰ سال در مجلس هشتم تغییر کرد و بدین صورت شد که زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج، یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان ارث می برد . در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زن یک چهارم از کلیه اموال است .

وکیل در شیراز

وکیل در شیراز

در اینجا قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه (که زمین است و قبلا چنین نبود) به این ماده افزوده شده است. پس باید بعد از مرگ شوهر علاوه بر اموال منقول که تقسیم می شود اموال غیرمنقول قیمت گذاری شده و یک چهارم و یا یک هشتم از این قیمت به زن داده شود. نکته: اگر شوهر در زمان فوت هیچ فرزندی چه از این زن و چه در صورت ازدواج قبلی نداشته باشد و همین طور نوه نیز نداشته باشد، زن از اموال مرد یک چهارم ارث می برد. در مواقعی امکان دارد که ورثه دیگر متوفی از قیمت گذاری مال غیرمنقول امتناع کند، ماده ۹۴۸ قانون مدنی این امکان را به زن داده است که حق خود را از عین اموال استیفاء کند، پس وی می تواند در مرحله ی اول، ورثه را از طریق دادگاه اجبار به قیمت گذاری و دریافت سهم خود کرده؛ در غیر این صورت و ادامه ی امتناع ورثه، بر اساس رویه قضایی موجود، زن می تواند سهم مشاع خود را از عین یعنی خود زمین و خانه تملک کند.

ازدواج موقت بدون هیچ ارثی: همان طور که بیان شد شرط اصلی برای ارث بردن زن از همسرش وجود زوجیت دائمی بین آنهاست .

از مفهوم ماده ۶۴۰ قانون مدنی که قید زوجیت دائمی را ذکر کرده می توان چنین فهمید که در نکاح منقطع (موقت) هیچ ارثی برای زن راه ندارد، حتی زن مثل مورد نفقه که می توانست آن را در عقد شرط کند دیگر نمی تواند شرط تورات را در نکاح منقطع (موقت) بگنجاند و اگر چنین شود شرط باطل است. در ماده ۶۴۴ قانون مدنی آمده که اگر شوهر در حال این که به مرضی مبتلا است زن را طلاق دهد و در ظرف یکسال از تاریخ طلاق به علت همان مریضی بمیرد، زن از او ارث می برد حتی اگر طلاق به صورت بائن باشد به شرط آن که در طول این یک سال شوهر نکرده باشد.

ارث بردن زن حتی در طلاق: اگر شوهر، زن خود را به صورت رجعی طلاق که به طور معمول انجام می یابد) مطلقه کرده و در زمان عده فوت کند، زن از اموال شوهر ارث می برد ولی اگر فوت شوهر بعد از انقضای مدت عده بوده یا طلاق بائن باشد یعنی طلاقی که قبل از نزدیکی بوده یا طلاق زن یائسه، طلاق خلع و مبارات (مهرم حلال ……. جانم آزاد) یا همان سه طلاقه باشد، دیگر زن در صورت فوت مرد هیچ ارثی نمی برد. ماده ۶۴۳ قانون مدنی این امر را ابراز داشته است. البته در ماده ۶۴۴ همین قانون آمده که اگر شوهر در حال این که به مرضی مبتلا است زن را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق به علت همان مریضی بمیرد زن از او ارث می برد حتی اگر طلاق به صورت بائن باشد به شرط آن که زن در طول این یک سال شوهر نکرده باشد

وضعیت ارث مرد چند زنه چگونه است؟ همان طور که می دانیم قانون به مرد این اجازه را داده است که تا ۴ زن را به عقد دائم خود در آورد. پس هر یک از این ۴ زن در صورت وجود از اموال شوهر ارث می برند زیرا عقد آنان دائمی و قانونی بوده است .

ماده ۶۴۲ قانون مدنی در این مورد بیان می دارد: در صورت تعدد زوجات یک چهارم یا یک هشتم ترکه که تعلق به زوجه دارد بین آنان بالسویه تقسیم می شود. پس اگر مردی دارای دو زن دائمی باشد، پس از فوت در صورت داشتن فرزند یک هشتم اموالش بین زنان وی به صورت مساوی تقسیم می شود.

در اینجا نکته ای حائز اهمیت است که وجود زن دوم با فرزند عملا از سهم زن اولی که فرزندی ندارد از ۲ جهت باعث کاهش آن می شود: فرض آن را از یک چهارم به یک هشتم کاهش داده و دیگر آن که این یک هشتم نیز نصف شده است. مثلا مردی ۲ زن داشته که از زن اول فرزندی ندارد و از زن دوم، ۲ دختر و ۲ پسر دارد. پس از مرگ وی، زن اول با آن که فرزندی از متوفی ندارد ولی به علت وجود فرزندان دیگر از زن دوم مستحق نصف یک هشتم (یک شانزدهم) از اموال شوهر است. وضعیت ارث بری فرزندان و اولاد چگونه است؟ به طور کلی بر اساس قانون باید رابطه ورثه با متوفی که در این مورد فرزندان هستند به صورت پدری یا مادری یا پدر و مادری باشد . هر فرزندی که رابطه نسبی با میت داشته باشد، از او ارث می برد . مثلا اگر شوهر فوت کند عملا چیزی به فرزند زن که از مرد دیگری باشد نمی رسد یا برعکس .

اگر مرد همسر دومی اختیار کند، همسر دوم برای فرزندان فقط زن پدر آنها بوده و در صورت فوتش فقط فرزندان خود او و شوهرش به واسطه سببیتی که دارد، به مقدار یک چهارم ارث می برد . همچنین در صورت به نام کردن اموال به اسم زن، اگر مرد در قید حیات باشد، عملی است قانونی حتی اگر تمام اموال باشد و بعد از مرگ وی کسی نمی تواند اعتراض به مالکیت زن بکند . ولی اگر مرد پس از مرگ و در وصیت نامه خود، وصیت کند که خانه ای از وی به زن برسد موضوع متفاوت است .

قانون بر اساس ماده ۸۴۳ به موصی (وصیت کننده) اجازه داده است که فقط تا ثلث اموال را وصیت کند و اگر وصیت بیش از این مقدار باشد ورثه باید اجازه دهند . در غیر این صورت از مورد وصیت تا مقدار ثلث حذف می شود . پس اگر در خانه ای که از سوی شوهر متوفی برای زن وصیت شده از لحاظ قیمتی بیش ز یک سوم ترکه متوفی نباشد، وصیت صحیح است در غیر این صورت در مورد زیاده از ثلث باید ورثه متوفی اجازه دهند.

پیگیری جواب اظهارنامه را دادگاه انجام می دهد یا فرد اظهار کننده باید پیگیری کند؟دادگاه برای پیگیری جواب اظهارنامه چه مدتی فرصت می دهد؟

پاسخ: ابلاغ اظهارنامه به مخاطب بر عهده دادگستری بوده و چنانچه طرف مقابل جوابیه داشته باشد، همان موقع ابلاغ اظهارات خود را در ستون سمت چپ اظهارنامه نوشته و به حوزه ی قضایی محل عودت می شود . بر عهده ی اظهار کننده است که پس از مدت مقرر که از سوی دایره ی ابلاغ معین شده مراجعه و پاسخ اظهارات خود را دریافت نماید . زمان آن با توجه به شرایط از جمله بعد مسافت، حضور یا عدم حضور مخاطب و سرعت در ابلاغ مختلف است ولی معمولا از یک هفته یا یک ماه طول می کشد.

وکیل در شیراز

وکیل در شیراز

2 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست
+989225192408
تماس با ما
+989225192408