انواع مال در قانون مدنی

انواع مال در قانون مدنی

با سلام حنیور هستم از وب سایت حقوقی دادسرایار از شما بابت همراهی ما متشکریم.

انواع مال به

۱٫مثلی و قیمی

۲٫اموالی که با بقای عین میتوان از انها استفاده کرد  و اموالی که با استفاده از بین میروند(اموال مصرف شدنی)

۳٫اموال منقول و غیر منقول

۴٫اموالی که دارای مالک خاصی نیستند.

۱٫۱اموال مثلی

در مورد اموال مثلی باید بگوییم اموال مثلی یعنی چیزی که ارکان ان مانند هم باشد و در مقام اعراض و وفای به عهد بتوان ان را به جای مال اصلی تسلیم کرد. کاربرد اموال مثلی در جایی است که یک مال مانند ماشین را اقای x به ما امانت داده است ولی ما با تصادفی که کردیم ماشین را خراب کردیم به طوری که قابلیت تعمیر و استفاده را ندارد و ما یک ماشین را در مقام برگرداندن امانت به اقای X تسلیم میکینیم ماشین اقای xاز بین رفته است  ولی ما یک ماشین مانند ماشین اقای x را به او برگرداندیم اما باید در نطر بگیریم نیاز نیست تمامی ارکان ماشین ها مثل هم باشد تنها ارکانی که جلب رغبت میکنند مانند هم باشد کفایت میکند.

۱٫۲اموال قیمی

یعنی اموالی که مثل و مانند ندارند و در مقام اعراض و وفای به عهد نمیتوانیم مانندی برای او پیدا کنیم و باید قیمت مال را پرداخت کنیم فرض کنید یک خودرو در سال ۱۳۲۰ تولید شده و هیچ نمونه ای نداشته است و این خودرو در دست ما تلف شده و ما نمیتوانیم مانند ان را برگردانیم در این مورد دادگاه حکم به پرداخت قیمت مال را میدهد کارشناس دادگستری روی ان مال قیمت میگذارد و ما موظف به پرداخت قیمت ان میشویم

۲٫۱اموال مصرف شدنی

این اموال با استفاده از ان از بین میروند و تاب استفاده با بقا را ندارند مانند میوه که با خوردن از بین میرود و تاب استفاده طولانی را ندارد اما باید در نطر داشته باشیم ملاک استفاده عرفی است و عرف استفاده از میوه خوردن است. بعضی از اموال هم در اصطلاح مصرف شدنی هستند مثل پول ایا میتونیم بگیم که از پول بدون انتقال و مصرف شدن میتوان بهره برد؟

۲٫۲موالی که با بقای عین میتوان از انها استفاده کرد

در مقابل اموالی هستند که با بقای عین میتوان از انها بهره برد مثل ملک که میتوانیم با بقای عین از ان منتفع شد(اجاره یا استفاده های دیگر)در بحث اجاره خواهیم گفت که مال الاجاره باید تاب در مقابل استفاده را داشته باشد یعنی ما مالی را که تاب استفاده را نداره را نمیتوانیم اجاره بدهیم یک نکته که باید خدمت شما بگیم در مورد مثال پول اگر یک صرافی پولی را در معرض دید قرار بدهد ایا میتوانیم بگوییم پول مصرف شدنی است؟از این مثال باید نتیجه گرفت که با توجه به استفاده از اموال میتوان گفت که با بقای عین قابل استفاده اند یا خیر پول در مثال قبل باید مصرف میشد تا منفعتی میرساند اما در مثال صرافی ما دیدیم که میتوانیم که بدون مصرف پول از ان بهره برد

۳٫۱مال غیر منقول

ماده ۱۲ ق.م چنین تعریف میکند مالی که نتوان ان را بدون خرابی ان را از محلی به محل دیگر منتقل کرد به نحوی که نقل ان مستلزم خرابی یا نقص در ان باشد.

مال غیر منقول میتواند استقرار ذاتی داشته باشد یا به وسلیه عمل انسان غیر منقول شده باشد  مثلا در نطر بگیرید که یک درخت ذاتا غیرمنقول است ولی یک ملاک را شما میسازید و به وسیله عمل شما غیرمنقول میشود یا شما فرض کنید یک کوه ذاتا غیرمنقول است نه به وسیله عمل انسان.

۳٫۲اموال منقول

در تعریف اموال منقول باید بگوییم اموالی هستند که بدون خرابی قابلیت حرکت دارند و میتوان ان را جا به جا کرد مانند ماشین ما میتوانیم ماشین را بدون خرابی جا به جا کنیم

 

نکات مهم اموال منقول و غیر منقول

اگر مالی به وسیله عمل انسان غیرمنقول شده باشد با از بین رفتن ان صفت منقول میشود شما فرض کنید ما اجری را در ساختمان به کار بردیم یعنی به وسیله عمل ما غیرمنقول شده ولی اگر ما ساختمان را خراب کنیم و دوباره اجر را به حالت اولیه برگردانیم دوباره منقول میشود مادامی که اجر در ساختمان به کار رفته اجر غیرمنقول تبعی است چراکه به تبع به کار رفتن در ساختمان صفت غیرمنقول را کسب کرده است پس به اجر در این مثال به دلیل به کار فتن در مال غیرمنقول غیر منقول تبعی میگوییم

باید توجه کنیم تراضی اشخاص نیز میتواند وصف تبعی غیرمنقول را از اموال منقول سلب کند شما در همین مثال اجر فرض کنید شما مالک یک ملک هستید شما میخواهید ساختمان را خراب کنید و من خدمت شما میرسم و میگویم اقا خراب کردی آجرا مال من.من اجر را در وصف منقول میخرم یعنی فرض میکنیم ساختمان خراب شده و اجر به حالت منقول برگشته است.در این عقد بیع موضوع عقد بیع ما در حکم منقول است یعنی اجر هنوز در ساختمان به کار رفته و ما برمبنای خرابی ساختمان اجر را میخریم پس بیع ما در حکم منقول است.

ماده ۱۴ – آینه و پرده نقاشی و مجسمه و امثال آنها در صورتی که در بنا یا زمین به کار رفته باشد به طوری که نقل آن موجب نقص یا خرابی خود آن‌یا محل آن بشود غیر منقول است.(تکرار مکررات است چراکه حکم اصلی اموال غیرمنقول گفته شد)

ماده ۱۵ – ثمره و حاصل مادام که چیده یا درو نشده است غیر منقول است اگر قسمتی از آن چیده یا درو شده باشد تنها آن قسمت منقول است.(شما فرض کنید یک سیب روی شاخه درخت است که غیرمنقول است چراکه چیده یا درو نشده و در صورت چیده شدن منقول است)

ماده ۱۷ قانون مدنی بسیار ماده مهمی است و بارها از ان سوال مطرح شده.

حیوانات و اشیائی که مالک آن را برای عمل زراعت اختصاص داده باشد از قبیل گاو و گاومیش و ماشین و اسباب و ادوات زراعت و تخم‌ و غیره و به طور کلی هر مال منقول که برای استفاده از عمل زراعت لازم و مالک آن را به این امر تخصیص داده باشد از جهت صلاحیت محاکم و‌ توقیف اموال جزو ملک محسوب و در حکم مال غیر منقول است و همچنین است تلمبه و گاو و یا حیوان دیگری که برای آبیاری زراعت یا خانه و باغ‌ اختصاص داده شده است.(این ماده تنها برای زراعت و ابیاری زارعت است نمیتوان ان را به ادوات صنعتی و تجاری اختصاص داد)

یک ماده بسیار مهم  ماده ۲۰ قانون مدنی کلیه دیون از قبیل  عین مستاجره از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است ولو اینکه مبیع یا عین‌ مستاجره از اموال غیرمنقوله باشد.(باید خدمت شما عرض کنیم دیون نه تنها از جهت صلاحیت محاکم بلکه از کلیه جهات منقول است اما در ماده ۲۰ فرض شده موضوع قرض و ثمن مبیع و مال‌الاجاره مال منقولی است یعنی مثلا فرض شده مال الاجاره که در قبال عین مستاجره میدهیم مالی مثل خودرو یا پول است چرا که اگر دینی موضوع مستقیم ان مال غیرمنقول باشد به تبع ان دین نیز غیرمنقول میشود مانند تعهد به تسلیم ملک یا در یک مثال دیگر در اینجا فرض شده موضوع قرض ما یک مال منقول است مثل حیوان که بدون خرابی ما میتوانیم ان را جا به جا کنیم همانطور که خدمت شما عرض کردیم اگر مستقیما موضوع ما مال غیرمنقول باشد دین ما غیرمنقول است.یک نکته که باید عرض کنیم این است که اسناد بهادار در وجه حامل مانند اسکناس و چک های تضمین و سهام بی نام شرکت ها و برات دروجه حامل و قبول شده در زمره اموال منقول اند.حق شریکان در شرکت و حق معنوی مانند مالکیت منقول اند.یک نکته بسیار مهم و ازمونی سرقفلی حقی است هم منقول و هم غیرمنقول یعنی سرقفلی حقی است مخلوط که چهره غیرمنقول ان غلبه دارد.

۴٫اموالی که دارای مالک خاصی نیستند.

اموالی که مالک خاص ندارند یعنی اموالی که عمومی اند یا در شمار اموال مباح اند مباح به معنای تملک نشده است یعنی مالک ندارند  باید در نطر داشته باشیم اموال مجهول المالک را نمیتوانیم در این گروه بیاوریم با این وجود که اموال مجهول المالک در مرحله اثبات مالکی ندارند اما در حکم اموالی اند که با اذن حاکم به مصرف فقرا میرسند و اموالی را که گمشده اند را هم نمیتوانیم در این دسته بیاوریم چرا که اموال گمشده امید به یافتن مالم وجود دارد و قوانین خاص خود را دارد.

هیچکس نمیتواند طرق و شوارع عامه و کوچه‌هایی را که آخر آنها مسدود نیست تملک نماید.(اما اگر کوچه ای انتهای ان مسدود باشد در مالکیت افراد ساکن کوچه است.

مرور زمان یعنی مدت زیادی از یک واقعه گذشته باشد(تعریف مرور زمان)

ادعای مرور زمان از متصرف اموال عمومی پذیرفته نیست یعنی نمیتوانیم مالی را که قبلا مال عمومی بوده را تصرف کنیم و ادعا کنیم زمان زیادی از عمومی بودن ان گذشته است باید بگوییم تصرف به عنوان مالکیت دلیل بر مالکیت است این به عنوان یک اماره شناسایی شده است یعنی اگر شماملکی را تصرف کنید قانون شمارو مالک میدونه مگراینکه خلافش ثابت بشه اگر شما ملک عمومی رو تصرف کرده باشید قانون میگه شما مالکید اما اگر ثابت بشه که قبلا اینجا ملک عمومی بوده که در این صورت قطعا هم ثابت میشود تصرف شما بی اعتباره زیرا ملک عمومی هرچند که سابقه طولانی مدتی داشته باشد قابل تصرف نیست زیرا ملک عمومی به هیچ عنوان منقل نمیشود . ملاک تمیز اموال عمومی و اموال دولتی که خیلی مهمه(انچه از اموال منقول و غیر منقول که دولت به عنوان مصالح عمومی و منافع ملی در تحت تصرف دارد ملاک تمیر اموال عمومی و اموال دولتی اس)

در مورد اموال مجهول المالک ماده ۲۸ میگوید اموال مجهول المالک با اذن حاکم یا ماذون از قبل او به مصرف فقرا میرسد اموال مجهول المالک را باید در زمره اموال عمومی قرار بدهیم ولی اموالی که دولت ان را برای مصرف فقرا قرار داده در این ماده منطور از حاکم دادستان عمومی است.

ممنونیم از اینکه تا انتهای این پست با تیم وکلا و متخصصین حقوقی دادسرایار همراه بودید.

 

  نظرات